الشيخ محمد تقي بهجت
250
جامع المسائل ( فارسي )
قتل داشت ، پس او را مقتول نمود ، قصاص بر او است . و اگر كُشنده نبود بحسب غالب ، و با گزيدن آن مريض شد تا هلاك شد ، گذشت تأمل در سرايت غير غالبه و تأمل در قصاص يا ديه قتل تسبيبى . صورت سوّم انداختن مار گزنده اگر مار گزندهء را انداخت بر بدن كسى به هر نحوى باشد ، پس او را گزيد و كشت ، قصاص ثابت است . و همچنين در صورت قصد قتل اگر وضع آن مار معلوم نبود . و سرايت غير غالبه و غير مقصوده ، مورد تأمل است . صورت چهارم ايراد جرح و تعاقب آن به جرح درنده اگر مجروح كرد ، پس از آن درنده اى جراحت ديگرى وارد كرد و سرايت كردند و با مجموع هلاك [ شد ] ، قصاص به نحو متقدم ساقط نمىشود ، يعنى نصف ديه را به او ردّ مىنمايند و قصاص مىنمايند . و اگر گزيدن مارى هم شركت داشت همچنين دو ثلث ديه را ردّ مىنمايند . و اگر عفو بر ديه شد ، بر او است نصف ديه در فرض اول و ثلث آن در فرض دوّم . و اگر پدر مقتول ، شريك بود ، قصاص از اجنبى با ردّ نصف ديه ( كه مأخوذ از اب است ) مىشود . و اگر عبد و حرّى شريك شدند در قتل عبدى ، قصاص از بنده مىشود با ردّ نصف قيمت كه مأخوذ از حرّ است . و از هر كدام از ولد [ اجنبى ظ ] و عبد ، نصف ديه يا قيمت ، مأخوذ مىشود در صورت عفو ولىّ با ديه . و همچنين در صورت اشتراك مخطى و عامد ، از مخطى يا عاقلهء او نصف ، مأخوذ مىشود و به عامد كه از او قصاص مىشود ردّ مىشود ؛ و اگر عفو بر ديه شد ، از عامد ، نصف ، مأخوذ مىشود .